می خواستم با تمام وجودم از شما تشکر کنم از شمایی که همچون نوری بر تاریکیهای من تابیدی و منو به اون چیزی که نبودم آگاه کردی.
یادتونه آخرین سوالی که از شما کردم و گفتم چجوری می شه که خودمونو و آدمای اطرافمونو ببخشیم؟
و شما گفتید آیا حالا که فهمیدی تو اون آدمی که تا حالا فکر می کردی هستی، نیستی و فقط برای تایید دیگران خودتو عوض می کردی و ماسک می زدی این برات ارزش نداره که اون آدمو ببخشی و اینکه الان می تونی مهمترین سوال زندگیتو بپرسی که من چه کسی هستم؟ این برات لذت بخش نیست؟!
و به قول یونگ که همیشه می گفت چه کسی، مهمتر از چه چیزیه. اینا برات لذت نداره. اینا برات ارزش نداره ؟
گفتم آره خیلی ارزش داره .
و گفتی تموم اون کلاسا و حرف و حدیثا برای رسیدن به این سوال بود. نه؟
آره حالا من به این سوالها رسیدم واسه همینه که با تموم وجودم دوستت دارم و درحال حاضر خیلی چیزای دیگه در خودم کشف کردم درست بعد از اینکه فهمیدم من اونی نیستم که فکر می کردم هستم و این بزرگترین هدیه ایه که به من دادی.
متشکرم واسه همه خوبیهات و مهربونیهات استاد خوبم.
تغییراتی که من در این مدت داشتم :
1- تایید خودم مهمتر از آدمای دیگست فرقی نمی کنه که آدم مقابلم از چه جنسی باشه .
2- از تسخیر خیلی از چیزا بیرون اومدم .
3- قویتر شدم . روی خواسته هام محکم می ایستم.
4- اعتماد بنفسم بیشتر شده .
5- از هر چیزی و هر اتفاقی درسشو می گیرم.
6- احساس می کنم عمیق تر شدم و معنی هر چیزی برام مهمتر ه نه صرفا خود اون اتفاق.
7- و از همه مهمتر کودکم رو به هر کسی نشون نمی دم یعنی حالا دیگه کودکم و معصومیتم جلوی دیگران آشکار نیست بلکه در خلوت خودم، باهاش حرف می زنم و همیشه ازش حمایت می کنم.
8- بیشتر واسه خودم مادری می کنم .
9- خودم رو کمتر سرزنش می کنم.
10- مرگ رابطه ها رو بیشتر می پذیرم .
هنوز هم چشمانم زندگی را آبی می بیند
و دستانم به دستان مهربانت اعتماد دارد
برای رسیدن به قله آگاهی
برای استاد عزیزم
تورج بنی صدر
